کشتی یونانی؛ غول آهنی که در ساحل کیش به خواب ابدی رفت(بخش اول)

اگر گذارتان به جزیره زیبای کیش افتاده باشد، محال است که سراغی از تماشایی‌ترین غروب جزیره نگرفته باشید؛ جایی که یک کشتی عظیم و زنگ‌زده، درست در دل آب‌های نیلگون خلیج فارس، سال‌هاست که آرام گرفته و به یکی از نمادهای اصلی این جزیره تبدیل شده است. کشتی یونانی برای ما فقط یک توده آهن نیست، بلکه قصه‌ای از سفر، حادثه و گذر زمان است که در سکوت روایت می‌شود.

اگر گذارتان به جزیره زیبای کیش افتاده باشد، محال است که سراغی از تماشایی‌ترین غروب جزیره نگرفته باشید؛ جایی که یک کشتی عظیم و زنگ‌زده، درست در دل آب‌های نیلگون خلیج فارس، سال‌هاست که آرام گرفته و به یکی از نمادهای اصلی این جزیره تبدیل شده است. کشتی یونانی برای ما فقط یک توده آهن نیست، بلکه قصه‌ای از سفر، حادثه و گذر زمان است که در سکوت روایت می‌شود.

داستان از کجا شروع شد؟
این کشتی که در سال ۱۳۲۲ شمسی در گلاسگوی اسکاتلند ساخته شده بود، در طول عمر خود نام‌های زیادی را تجربه کرد؛ از «شیپور امپراتور» و «طبیعت‌دان» گرفته تا «سیروس فارسی» و «همدان». اما در آخرین روزهای حیاتش، وقتی متعلق به یونانی‌ها بود و نام «کولا اف» را بر سینه داشت، سرنوشت برایش بازی دیگری رقم زد.

در مردادماه سال ۱۳۴۵، در حالی که این غول آهنی با باری از ذخائر نفتی در راه بازگشت به یونان بود، در نزدیکی روستای باغو به گل نشست. می‌گویند مه غلیظ و نبود فانوس دریایی باعث شد ناخدای کشتی مسیر را گم کند و این مهمان ناخوانده برای همیشه در نزدیکی ساحل کیش ماندگار شود.

تلاش‌های بی‌ثمر برای نجات
تصورش را بکنید؛ ۸۰ روز تمام، یدک‌کش‌های هلندی تلاش کردند تا این کشتی را دوباره به دل دریا برگردانند. اما انگار کشتی یونانی دیگر دلش نمی‌خواست به سفر ادامه دهد. وزن بسیار زیاد و نفوذ آب به بدنه باعث شد تمام تلاش‌ها شکست بخورد. در نهایت، مسافران و خدمه، کشتی را تخلیه کردند و بار آن را بردند، اما پیکر خود کشتی را همان‌جا رها کردند تا به جزیی از هویت بصری کیش تبدیل شود.

چرا تماشای آن لذت‌بخش است؟
کشتی یونانی در لحظه غروب خورشید، منظره‌ای می‌سازد که دست‌کمی از یک تابلوی نقاشی شاهکار ندارد. وقتی خورشید آرام‌آرام پشت بدنه فرسوده کشتی پایین می‌رود و آسمان به رنگ‌های نارنجی و ارغوانی در می‌آید، حسی از نوستالژی و آرامش کل ساحل را فرا می‌گیرد. این صحنه، لوکیشن محبوب عکاسانی است که می‌خواهند تضاد میان آهن سخت و آب‌های نرم را ثبت کنند.

پایانی که نزدیک است
حقیقت تلخ این است که این پیرمرد آهنی، این روزها حال خوشی ندارد. سال‌ها سیلی خوردن از موج‌های شور دریا و رطوبت بالای هوا، بدنه کشتی را به شدت فرسوده کرده است. بخش‌های زیادی از کشتی در سال‌های اخیر فرو ریخته و شاید تا چند دهه دیگر، اثری از آن بالای سطح آب باقی نماند.

پس اگر هنوز این مسافر یونانی را ندیده‌اید، شاید بد نباشد در اولین فرصت سری به ساحل غربی کیش بزنید. نشستن روی ماسه‌ها، گوش دادن به صدای برخورد موج‌ها به بدنه زنگ‌زده کشتی و تماشای مرغان دریایی که روی دکل‌های نیمه‌جانش استراحت می‌کنند، تجربه‌ای است که به این زودی‌ها از یادتان نخواهد رفت. کشتی یونانی یادآور این نکته است که حتی یک حادثه تلخ مثل به گل نشستن، می‌تواند با گذشت زمان به یک زیبایی ماندگار تبدیل شود.

جستجو